حتمآ شما هم بعضی وقتا "تعارف"زدین و شنیدین و با این واژه آشنایی کامل دارین مگه میشه آدم ایرانی باشه و از این کلمۀ عربی که به تنهایی یه دنیا فرهنگ و آداب و رسومُ با خودش حمل می کنه بی اطّلاع باشه؟.شاید اون موقعی که "تعارف" می زدین زیاد به این موضوع فکر نکردین ولی حتمآ بعضی مواقع که "تعارف" می شنیدین براتون آزار دهنده بوده. "تعارف" کاملآ بر خلاف تأکیدات دینیه چون در روایات دینی آمده که اگر "تعارف" دروغکی به کسی بزنین مثلآ از دوستتان دعوت کنین در حالی که آمادگی پذیرایی از او را ندارید دروغگو محسوب میشیدو متأسفانه با این معیار بیشتر ما دروغگوییم.اکثر این "تعارفا" دروغه و بیشتر وقتا هرچقدر "تعارف" غلیظ تر باشه دروغش بیشتر و باور کردنش سخت تره ولی برای کسی که "تعارف" میزنه زشتی این دروغ از بین رفته و اون هیچ گناهی رُ از این بابت احساس نمی کنه.چند وقت پیش مصاحبه ای رُ میخوندم که با یک کانادایی مقیم ایران انجام شده بود.اون گفته بود اوایل که به ایران آمده بودم و هنوز از "تعارف" معمول بین ایرانیها اطلاع نداشتم گاهی وقتا که با دوستام به سمت منزل میرفتیم اونا با اصرار زیاد مرا برای صرف چای یا خوردن ناهار به خونَشون دعوت می کردن و من هم که روحم از ماجرا خبردار نبود زود قبول می کردم و وارد میشدم بعد می دیدم که ای بابا خونه به هم ریخته ، بچّۀ صاحبخانه گریه می کنه و از چایی حاضر و آماده ای که دوستم گفته بود خبری نیست چندین بار که این موضوع تکرار شد از دوستای دیگه سؤال کردم و وقتی آنها توضیح دادند تازه فهمیدم که موضوع از چه قراره و با رسم "تعارف" آشنا شدم.جالب اینه که این تعارفا گزینشیه و در بعضی جاها انجام میشه مثلآ موقعی که چند نفر بخوان با هم دیگه از یه دری وارد بشن هی تعارف می کنن و  به قول "ایرج میرزا"* از هم دیگه رم می کنند و حرفای من درآوردی که از دست راست شروع کنین به داخل شدن و از اینجور حرفا می گن و بعضی مواقع موضوع کاملآ بر عکس میشه.به لجبازیها و کل کلای بیخودی راننده ها توی خیابونا دقّت کنین.اونجا نه تنها تعارفی در کار نیست بلکه اونا سعی میکنن صرف نظر از اینکه حق تقدّم با کیه از هم راهُ بگیرن و دریغ از یه ذرّه گذشت.راستی که این روحیۀ افراط و تفریط گرایی تو ایرانیا چه کارایی که نمی کنه؟

 

*شاعر معروف اواخر دورۀ قاجار و اوایل پهلوی