در پیاده­روی  میدان  ولی­عصر(عج)  که  به  قول  یکی  از آقایان روحانی همه­چیز و همه کس در آن  یافت   می­شود جز حضرت ولی­عصر(عج) مردی راحت و آسوده ایستاده و در حالی­ که داد میزند پاسور! پاسور! با یک دستش نمونه جنس را  بالا پایین می­برد لابد برای تبلیغ.یاد جمله­ای می­افتم : "کشورهای جهان سوم برای برخورد با پدیده­ها 3 مرحله را می­گذرانند: انکار ، مبارزه و دست آخر پذیرش.چند سال پیش را به یاد بیاورید(البته اگر سنتان می­رسد!) دستگاه ویدئو یا ویدیو(پخش کننده فیلمهای VHS) و فیلمهای آن یک کالای ممنوع  حساب می­شد.گشتهای شبانه یکی از کارهای اصلیشان پیداکردن همین ویدیو بود و اگر به آن برخورد می­کردند حساب صاحب ماشین با کرام­الکاتبین بود.جالب اینکه فروشگاهها به راحتی این اجناس را می­فروختند و پلیس موضوع را اینطوری توجیه می­کرد که ویدیو فقط در دست مردم ممنوع است و قاچاق محسوب می­شود وگرنه در مغازه­ها عرضه آن اشکالی ندارد حالا چرایش بماند(گرچه فهمیدنش زیاد هم سخت نیست!).حالا نوبت پاسور است که تا چند وقت پیش کالای قمار محسوب  می­شد و گویا بعضی از فقها اخیراً حرمت آن را برداشته­اند و تحت شرایطی بازی کردن با آن را بلا مانع دانسته­اند.حالا دیگر مشاهده صحنه­هایی شبیه آن چیزی که من دیدم زیاد عجیب نیست.گویا یک پدیده دیگر هم مراحل انکار و مبارزه را رد کرده و به افتخار پذیرش نایل شده است!. 

پی نوشت :

۱- عزاداری همه قبول.

۲- اگه از محرم مطلبی ننوشتم بذارید به حساب عدم تناسب نویسنده با موضوع.من کجا و آفریننده آن همه شور و حماسه کجا؟

۳- بلاگفا اخیرآ یک سری کدهایی را از قالب وبلاگم برداشته برای همینه که آمار بازدید کننده ها را ندارم.به زودی درستش می کنم.

۴- مجددآْ عذرخواهی بابت تاخیر.

 

تا بعد....