همشهری داستان
در این شلوغی شهر و خبرهای نچسب و دلچسب از اختلاس اخیر گرفته تا حقوق مادامالعمر مسئولان سیاسی و خبرهایی که فوراً تکذیب میشوند تا برشدت درستی آنها تأکید شود "همشهری داستان" را که ماهنامهای از گروه نشریات همشهری است از دست ندهید.شما با 2000 تومان ناقابل میتوانید مجموعهای خواندنی از داستانهای کوتاه ، برشهایی از کتابها و عکسهای جالب را یکجا فراهم کنید و برای شبهای طولانی پاییزی متن خوبی برای خواندن داشته باشید.اگر آخرین شمارۀ "همشهری داستان" (شمارۀ آبان ماه)را تهیه کردید یا از دوستی به امانت گرفتید حتماً "یخ سرخ" استاد بهاءالدین خرمشاهی و "دفترچۀ سیاه" مرتضی بخشایش را بخوانید. داستان اخیردر یکی از قالبهای "متافیکشن" نوشته شده است.دوستانی که میخواهند در این مورد بیشتر بدانند به صفحۀ 26 مراجعه کنند.جایی که به معرفی نویسندگان و نوشتۀ آنها اختصاص دارد.
بی ربط : تاکسی در باران در ترافیک متوقف مانده بود .پسرکی که همراه مادرش در صندلی جاخوش کرده بود ناگهان بی مقدمه و با صدای بلند از مادرش پرسید : آدم همینطوری الکی چای نبات بخوره عیبی داره؟
فاطمی هستم.در اینجا نوشته ها و یادداشتهایم را منتشر می کنم واگر فرصتی بود برخی کتابها را معرفی خواهم کرد و همۀ اینها را به خوانندگان و دوستان تقدیم می دارم.