زیر پوست شهر(2)
چهارشنبه 3/3/91 - ساعت 17 – میدان ولیعصر(عج) - مطب دکتر فرهود متخصص ژنتیک پزشکی
کارم تمام شده است و دارم از پلهها پایین میآیم.با جوانی که از پلهها بالا میآید سینه به سینه شدم.جوان بی مقدمه پرسید آقا ببخشید انجمن کلیه اینجاست؟یادم میافتد که در مراجعات قبلی به اینحا تابلویی با مضمون مشابه دیدهام.جواب میدهم در پیچ این راه پله یک انجمن هست حالا شما اونجا چکار داری.جوابش مثل آب سردی روی بدنم بود.میخواست کلیهاش را بفروشد.من در شوک پاسخش بودم که سریع از پلهها بالا رفت و من پایین آمدم.هنوز از ساختمان خارج نشده بودم که به من رسید و گفت اینجا نبود.دقیق نگاهش کردم 24 تا 25 ساله بود.با اینکه از نصیحت کردن و نصیحت شنیدن متنفرم گفتم چرا میخواهی اینکار را بکنی؟هنوز جوانی و این کار عواقب بدی برای سلامتیت دارد.گفت مادرم مریض است و خرج درمانش را ندارم چکار کنم؟پاسخی نداشتم.جوان از من خداحافظی کرد و در شلوغی جمعیت گم شد.
شنبه6/3/91 - ساعت 12:30 – بلوار کشاورز – مطب سونوگرافی
مطب شلوغ است.همه نوع آدمی دیده میشود از زنها و دختران جوان گرفته تا میانسالانی که منتظرند و حتی پیران.زن جوان قدبلندی به همراه یک پیرمرد جلوی باجۀ پذیرش ایستادهاند.نوبت زن جوان است.منشی از او میپرسد کار شما چیه؟پیرمرد با لهجۀ غلیظ آذری جواب میدهد: "کولیَش درد میکنه...".منظور پیرمرد کار خودش است ولی منشی فکر میکند با هم هستند.آنها را برنداز میکند و زن جوان توضیح میدهد که جدا از هم هستند.منشی از زن میپرسد حالا کار شما چی هست؟زن جوان با صدای خیلی پایین طوری که پیرمرد نشنود جواب میدهد "تست ...".پیرمرد گوشش را تیز کرده.جمعیت همچنان منتظر است.
یکشنبه 7/3/91 - ساعت 7:30 – ایستگاه مترو چهارراه ولیعصر(عج)
مردم با شتاب در گذرند.در کنار سالن دو کارگر خدماتی مشغول تیزدن و جارو کردن هستند.آب زیادی در یک قسمت جمع شده و گویا از زمین میجوشد شاید هم لولهای ترکیده باشد هر چه هست حجم آب بیشتر از آن است که معمولاً برای تی زدن استفاده میشود.ناگهان یک نفر از داخل جمعیت داد میزند چی شده؟بازهم مترو را آب گرفته؟
فاطمی هستم.در اینجا نوشته ها و یادداشتهایم را منتشر می کنم واگر فرصتی بود برخی کتابها را معرفی خواهم کرد و همۀ اینها را به خوانندگان و دوستان تقدیم می دارم.