مشاورکیه ، مشورت چیه؟
مشاور در لغت به معنی شخصیه که مورد مشورت قرار می گیره و مشورت هم یعنی اینکه انسان در موضوعی که از اون اطّلاعی نداره از یک یا نفر یا بیشتر کسب اطّلاع کنه و بعد بهترین اقدامُ انجام بده.معنی ساده تر این حرف اینه که فرد طرف مشورت قاعدتآ باید در موضوع مورد مشورت اطّلاعات یا تخصصّ بیشتری داشته باشه.نمونۀ سادۀ مشورت به همین معنی که همۀ مردم کم و بیش اونُ تجربه کرده ان مراجعه به پزشک برای مطلّع شدن از نوع و شدّت بیماریشون و در صورت لزوم درمان اونه.امّا در ایران نوعی از مشاور و مشورت در ادارات و سازمانهای دولتی وجود داره که مثل بعضی از لغات کاملآ بر عکس معنی ظاهریشون عمل می کنه*.این مشاورای عزیز که بعضیا به شوخی به آنها "مشاول" هم می گن و بس که در کار خودشون واردن همزمان در چند جا مشغول مشورت دادن هستن اغلب از بین مقامات اداری و سیاسی که بازنشسته شده یا عمر سیاسیشون به سر اومده انتخاب می شن و دارای دفتر و دستک متناسب با رتبۀ سابق خود هستن و هزینه های زیادی بر هزینۀ های هنگفت اداری که از درآمدهای عمومی تأمین می شه تحمیل می کنن.این "عزیزای بی جهت" معمولآ از موضوعی که باید طرف مشورت قرار گیرند اطّلاع زیادی ندارند ولی از شغل شریف! خود که بیشتر وقتا با رانتهای اطّلاعاتی ارزشمند اقتصادی همراهه سو ء استفاده های زیادی برای پیشبرد اهداف مالی و اقتصادی شخصی و احیانآ جناحی خود میکنن و اگه در بین اونا استثنائآ افراد خبره و باسوادی هم پیدا بشن(که پیدا نمی شن چون یه مدیر بیسواد چطوری میتونه یه مشاوری رُ که از خودش با سوادتر و آگاه تره تحمّل کنه) غالبآ نظرای کارشناسیشون مورد پذیرش مدیرا قرار نمی گیره زیرا اوّلین چیزی که در مقابل نظرای خوب مشاور امین به ذهن مدیرا می رسه اینه که اگه این حرف ، راه حلّ یا پیشنهاد خوبه چرا به فکر من مدیر که به دلایل زیادی از جمله نبوغ ذاتی و تخصصّ و...مدیر شده ام!نرسیده؟اینه که اگه مشاور واقعی(کسی که هم امینه و هم در کار خودش متخصّصه) بخواد به اصول کار خودش پایبند باشه و در صورت لزوم یک یا چند بار بر خلاف نظر مدیر اظهار عقیده کنه حتمآ موقعیتش با مخاطره همراه میشه چون که اکثر مدیرا(و فکر میکنم اکثر ایرانیا) علاقۀ زیادی دارن که نظرا و تصمیماتشون حتّی اگه غلط باشه مورد تأیید اطرافیان قرار بگیره و کمتر طاقت شنیدن نظرای مخالف ولو مشفقانه را دارند.حتمآ همۀ ما دور و بر خودمون از این مشاورای بله قربان گو و همینطور خرابکاریهایی که نتیجۀ طبیعی این نوع مشورت و مشاور است را سراغ داریم یا دیدیم و شنیدیم.نظر شما چیه؟
*نمونۀ واضح اون مدارس غیر انتفاعیه که دقیقآ برای سوددهی تأسیس می شن
فاطمی هستم.در اینجا نوشته ها و یادداشتهایم را منتشر می کنم واگر فرصتی بود برخی کتابها را معرفی خواهم کرد و همۀ اینها را به خوانندگان و دوستان تقدیم می دارم.