تصادف
ساختمون محلّ کار من کنار یه خیابون نسبتآ شلوغه.اینطرفش هم یه کوچه است.اصطلاحآ دو نبشه.ساعت 2 بعد از ظهره. صدای برخورد تقریبآ شدیدی از بیرون به گوش میرسه.به طرف پنجره کشیده میشم.پرده رُ کنار میزنم و به کوچه نگاهی میندازم.خبری نیست.تک و توک ماشینایی در حال عبورن.به سمت پنجرۀ طرف خیابون میرم و اونُ باز میکنم.شلوغی خیابون و جمع شدن مردم خبر از یه تصادف میده.اتاق کار من طبقۀ دوّمه.خوب صحنه رُ می بینم.یکی از ماشینا پژو پرشیا و دیگری یه وانت نیسانه که بار میوه داره.بعضی از اونایی که اونجا جمع شدن دارن نظر کارشناسی میدن که کی مقصّره.دو نفر مشغول جرّ و بحثن.از ظاهرشون میشه فهمید که هر کدومشون صاحب کدوم ماشینن.بحث سر اینه که تقصیر کیه.البتّه نه اینقد آروم.الفاظی ردّ و بدل میشه که گفتنی نیست و شاید بعضی تو صحنه های مشابه شبیه اونا رُ شنیده باشن.از ظاهر مرد آراسته که کت و شلوار خوش دوختی تنشه بر نمیاد که همچین حرفایی بزنه.آدم یاد شعر سعدی میُفته :"....نه همین لباس زیباست نشان آدمیّت".مادری دست دختر بچّه اشُ گرفته و در حال عبور از پیاده رو ست.توّجه بچّه به شلوغی جلب شده.صدای فریاد دو راننده اینقدر زیاده که گوش بچّه هم از شنیدن حرفای اونا بی نصیب نمی مونه.مادر به سرعت قدماش اضافه می کنه و بچّه رُ با سرعت دور میکنه.حالا هُرم آفتاب عصبانیّت دو طرفُ تشدید کرده و دعوای لفظی ادامه داره.چند لحظه بعد پلیس از راه میرسه.مدارک دو طرفُ می گیره و .......ماشینای تصادفی جابجا میشن و ترافیک روونتر میشه.مردم دارن کم کم پراکنده میشن و زندگی ادامه داره........
این شکل واقعی بعضی از صحنه های تصادف در تهران و شاید شهرای دیگه است.همۀ ما میدونیم که تعیین مقصر با کارشناسه ، پرداخت خسارت هم که به عهدۀ بیمه است.اون طرفی هم که مقصّره اگه بیمۀ بدنه نداشته باشه تاوان بی دقّتیشُ در رانندگی می پردازه....میمونه وقتایی که دو طرف باید برای تعمیر ماشیناشون صرف کنن که اونهم هزینۀ زندگی شهریه که همۀ ما هر روز داریم به اِسمای مختلف می پردازیم.آیا مشکل دیگه ای باقی می مونه که ما بخواهیم اونُ حلّ کنیم؟
فاطمی هستم.در اینجا نوشته ها و یادداشتهایم را منتشر می کنم واگر فرصتی بود برخی کتابها را معرفی خواهم کرد و همۀ اینها را به خوانندگان و دوستان تقدیم می دارم.