دقّت
خیلی از اختلافا به دلیل عدم دقّت به وجود میاد و شکل می گیره.زن و شوهرا به حرفای هم دقّت نمی کنن و دچار مشکل میشن.شاگرد به حرفای معلم دقّت نمی کنه و خوب درسشُ یاد نمی گیره.رانندۀ تاکسی به حرف مسافر پیر دقّت نداره و اونُ دورتر از محّلی که قبلآ گفته پیاده میکنه و اون بیچاره رُ میندازه تو درد سر.سیاستمدارا به تحوّلات داخلی و بین المللی دقّت ندارن و موجب بروز مشکلاتی برای مردم خود یا دیگر کشورها میشن و موارد دیگه ای که همۀ ما میتونیم به اون اشاره کنیم.من هر موقع از دقّت صحبت میشه یاد دوران دبیرستان می افتم.اون موقع دبیر جبری داشتیم که همیشه روی دقّت تأکید داشت.گاهی که شاگردا به مسئله دقّت نمیکردن و در حلّ اون به اصطلاح جوونای امروزی سوتی میدادن میگفت باباجان دقّت کنین و بعد داستانی رُ نقل می کرد:
"استاد دانشکدۀ پزشکی همیشه به دانشجوهاش می گفت در درس و زندگی دقّت داشته باشین.یه روز که استاد از عدم دقّت دانشجوهاش به ستوه اومده بود به اونا تکلیف کرد که هر کسی باید در ظرفی ادرار کنه و انگشت اشارَشُ تو ظرف فرو ببره و بذاره تو دهنش و قبل از همه خودش این کارُ کرد. دانشجو ها هم با اکراه و ترس از نمره و این چیزا این کارُ انجام دادن.آخر سر دانشجوها از استاد پرسیدن منظور از این کار چی بود؟استاد با خونسردی گفت دقّت جانم که شما باز هم آن را رعایت نکردین.من انگشت اشاره ام رُ به داخل ظرف فرو بردم ولی انگشت وسطمُ به دهن گذاشتم!."
فاطمی هستم.در اینجا نوشته ها و یادداشتهایم را منتشر می کنم واگر فرصتی بود برخی کتابها را معرفی خواهم کرد و همۀ اینها را به خوانندگان و دوستان تقدیم می دارم.