تقاطع بهبودی –آزادی

داخل تاکسی نشسته‌ام در صندلی جلو.یک مرد و یک زن هم پشت نشسته‌اند. زن با خود بچّۀ  شش هفت ساله‌ای همراه دارد.بچّه پشت من روی صندلی عقب است.راننده با عجله زیر گذر یادگار را رد کرده و می‌خواهد به چراغ سبز گردش به چپ بهبودی برسد.نرسیده به تقاطع جوانی لابلای ماشینها این‌ور و آن‌ور می‌رود.در یکی از دستهایش دسته‌ای کارت است و با دیگری تند و تند یکی یکی کارتها را به داخل ماشینهای در حال حرکت می‌اندازد.تاکسی ما به نزدیکش می‌رسد.یکی از کارتها را از پنجرۀ  سمت من به داخل پرت میکند.با اینکه کنجکاوم بدانم مضمون کارت چیست اما کارت را نمی‌بینم.راننده با داخل بهبودی پیچیده و مسیرش را  ادامه می‌دهد.ناگهان صدای بلند بچّه بلند می‌شود : مامان! ویژۀ آقایان.افزایش قد و سایز ... یعنی چی؟!!!!!