نمی‌دانم این روزها چرا حال رانندۀ مسافر کشی را دارم که چهار سال پیش همین روزها سوار ماشینش شدم.انتخابات 22 خرداد در پیش بود و شور و شوق مردم با این روزها قابل مقایسه نیود. در همه جا بحث انتخابات داغ بود از جمله در همین ماشینی که من سوار بودم .هیچ وقت از کسی سؤال نکردم که به چه کسی رأی می‌دهد یا رأی خواهد داد به نظرم یک جور فضولی است برای اینکه شما به طرز فکر سیاسی کسی پی ببری مشابه سؤال از میزان درآمد دیگران است که آنهم مذموم است.ولی به هرحال وقتی از او سؤال کردم به چه کسی رأی می‌دهد پاسخی داد که با آن حال و هوا در تضاد بود:" من در انتخابات شرکت نمیکنم و برایم فرقی ندارد چه کسی رئیس‌جمهور شود".به او گفتم در اشتباهی به میر حسین رأی بده.تغییراتی در راه است.بحثمان زیاد طول نکشید.چون به مقصد رسیده بودم.نمی‌دانم الآن آن رانندۀ محترم کجاست و آیا توانسته با وجود مشکلاتی که "معجزۀ هزارۀ سوم" در  4 سال گذشته به وجود آورده هنوز وسیلۀ امرار معاشش را حفظ کند یا نه؟ولی من به همان نتیجه‌ای رسیده‌ام که او 4 سال پیش رسیده بود و بعید است نظرم تغییرکند.