دوست اصفهانی و گز و حیات جاوید
گزهایی که دوست نازنین اصفهانیم سوغات آورده بود(تعجب نکنید میشود کسی هم اصفهانی باشد و هم نازنین تازه سوغات هم بیاورد!) تمام شده است و میخواهم جعبهاش را دور بیاندازم.برای اولین بار عکس روی جعبه توجهم را جلب میکند.عکس بنیانگذار کارخانۀ تولید کننده که کارخانه را در سال 1287(صدودوسال پیش) تأسیس کرده در یک کادر بیضی شکل با عصایی که در دست دارد روی جعبه چاپ شده است.شاید صاحبان این کارخانۀ گزسازی خواستهاند به این وسیله قدمت کار خودشان را نشان دهند ولی به گمانم نیت دیگری هم در کار بوده است ، میل به جاودانگی و ترس از نابود شدن و از یاد رفتن.این میلی است که بشر نمیتواند رهایش کند.مذهبیون برای اثبات معاد از این پدیده استفادۀ فراوانی میکنند و به آن استناد میکنند که چون زندگی جاوید در این دنیا ممکن نیست و از طرفی هم این میل موجود است پس باید آن را در جهان دیگری جستجو کرد که همان جهان باقی است.ارضای این میل البته همیشه یکسان نیست یکی با ساخت مسجد و مدرسه و نهادن نام خود بر آن میخواهد در یادها بماند و یکی هم مانند برادر حاتم طایی است که میخواست مانند برادرش که به سخاوت شهره بود ، معروف شود و نامش جاویدان بماند پس در چاه زمزم ... کرد. بههرحال به نظرم صاحب این عکس هم میخواسته به نوعی بعداز مرگ هم وجود داشته باشد اگر بقای همین وجود خاکی ممکن نیست میشود به یک عکس دلخوش کرد ولو بر روی یک جعبه گز!
فاطمی هستم.در اینجا نوشته ها و یادداشتهایم را منتشر می کنم واگر فرصتی بود برخی کتابها را معرفی خواهم کرد و همۀ اینها را به خوانندگان و دوستان تقدیم می دارم.