رئیس پاسگاه
از خاطرات یک پزشک:
"در جوانی که تازه پزشک شده بودم محل خدمتم در یکی از روستاهای اطراف زنجان بود.منطقۀ محرومی که تعداد باسوادهاش خیلی کم و از نظر فرهنگی و اقتصادی در سطح پایینی بود و طبیعتآ رئیس پاسگاه ژاندارمری که درجه اش نهایتآ استوار بود قدرت زیادی داشت.یه روز یکی از این دهاتیها مریض شده بود و اومده بود به درمانگاه محقر روستا.مشغول معاینه اش بودم که یهو گفت :"آقای دکتر! چرا چند کلاس بیشتر درس نخوندی که بشی رئیس پاسگاه؟!".
+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم آذر ۱۳۸۶ ساعت 22:44 توسط س.م.فاطمی
|
فاطمی هستم.در اینجا نوشته ها و یادداشتهایم را منتشر می کنم واگر فرصتی بود برخی کتابها را معرفی خواهم کرد و همۀ اینها را به خوانندگان و دوستان تقدیم می دارم.