اینکه گفته اند تاریخ تکرار می شود بی دلیل نیست به این مطلب که عينآ از سايت BBC نقل مي شود توجه کنید:

 «این یادداشتها دیگر تمام می شود، زیرا بدون زیارت شاهنشاه مطلبی نیست و نخواهد بود که بنویسم. جز آنکه بنویسم امروز و فردا حالم چگونه بوده است و یا اخبار دنیا را بنویسم که در روزنامه های جهان خواهیم دید».اینها جملات پایانی آخرین جلد از یادداشتهای علم است که به تازگی در آمریکا منتشر شده است. پایان کار اسدالله علم در وزارت دربار شاهنشاهی، پایان کار یادداشت نویسی او نیز به حساب می آید چون پس از دور شدن از وقایع کشور، دیگر او حرفی برای گفتن نداشته و به خوبی می دانسته که اهمیت آن یادداشتها به جهت آن است که مسائل مملکتی در آنها مطرح می شود، وگرنه مسائل شخصی خیلی حاجت به نوشتن ندارد. با انتشار جلد ششم یادداشتهای علم که وقایع سالهای ۱۳۵۵ – ۱۳۵۶ را در بر دارد، خاطرات علم، یا به قول یکی از روزنامه نگاران حکایت وزیر و پادشاه هم به پایان می رسد. علم احتمالا آخرین نفر از سلاله سیاستمداران نوع قدیم ایران است که هم با فرهنگ و مردم خود آشنایی کافی داشتند و هم جهان خارج را به قدر لازم می شناختند. پایشان در سنت بود و دستشان در تجدد. بعدها بوروکراتها و تحصیلکردگان غرب جای آنان را گرفتند و نوع دیگری از سیاستمداران به وجود آمدند که به نظر نمی رسد هنوز در میان آنان شخصیت های برجسته ای هم وزن سیاستمداران قدیمی ظهور کرده باشد.جلد آخر یادداشت های علم جز آنکه معاشرت شاه و علم را با خانم ها به شکل زننده ای پر رنگ جلوه می دهد، در روال کار خود تفاوت عمده ای با جلدهای دیگر ندارد. تفاوت اصلی در همان پایان ماجرا بودن آن است و همه چیز هم حکایت از آن دارد که پایان ماجرا نزدیک است الا آنکه بازیگران نقش های پایانی، پایان خود را حدس نمی زنند و در خواب سنگین خود خرناس می کشند. حیرت انگیز آنکه آنان وضعیت ممالک اطراف و آینده پیش روی آنها را بهتر از وضعیت و آینده خود درک می کنند. برای مثال پیش بینی علم درباره وضع افغانستان درخشان است. « ... چنانکه خودخواهی محمد داوود خان رییس جمهور افغانستان، آن کشور را به بدبختی بزرگی خواهد کشاند. بعد از او چه؟ افسران جوان، کمونیست هستند و خانواده خود داوود هم بر باد می رود».

 لطفآ به قسمت مشخص شده بيشتر توجّه كنيد.