انتخابات
من به انتخابات پيش رو و ماهيت اون كاري ندارم ونوشتن در این مورد رُ به دوستان ديگري كه سياسي مي نويسن و قلمشون از من بهتر و شيواتره واگذار ميكنم امّا مي خوام بگم كه هر موقع انتخاباتي در پيش باشه مسئولين دوباره به شكل خيلي تابلويي به فكر مردم مي اُفتن و موقتآ گروني ارزاق و اجارهْ بهاي مسكن ودونرخي شدن بنزين و ....رُ تعطيل مي كنن و از طرح و برنامه هایی که قراره در آینده برای رفاه مردم ایجاد بشه میگن،مشكلات را در تئوري حل مي كنن و خيلي كارهاي ديگه كه البته از مرحلهْ حرف فراتر نميره.بعد دنبالش صدا و سيما و ساير امكانات ارضي و سماوي هم به كمك ميان و هي تيزر و مصاحبه است كه پخش ميشه و همهْ مصاحبه شوندگان هم جوابهايي ميدن كه آدم شك ميكنه كه نكنه همهْ اينها در رشتهْ علوم سياسي تحصيلات عاليه داشته باشن.كانديداها هم كه ديگه شورشُ در آوردن و شعارهايي ميدن كه نشدنش از همين الآن معلومه و دست كمي از شعار اومدن نفت بر سفره هاي مردم نداره.انگار يكي نيست به اينا بگه حداكثر اختيارات يك عضو شوراي شهر معلوم و معينه و وعده هاي خارج از اون الكيه(بر فرض هم كه كسي بگه مگه اينا كه براي مزاياي عضويت در شوراي شهرشون ببخشيد خدمت به مردم!دارن ذوق مرگ ميشن گوش مي كنن) تبليغات بعضيشون هم خيلي جالب و در نوع خودش بي نظيره براي نمونه به این توّجه كنيد.اين آقا براي اينكه ثابت كنه صلاحيت بيشتري براي انتخاب شدن در شوراي شهركشون داره برداشته كپي تمام مداركشُ از قبيل مدرك تحصيلي و كارت اهداي خون و ... گذاشته توي وبلاگش.حتّي از اين هم رفته جلوتر و عكس تابلوي سر در دانشگاهي رُ كه توش درس خونده اونجا قرار داده.حرفهاش هم بامزه و جالبه.به خدا من هم وبلاگشُ اتفاقي پيدا كردم و يه موقع فكر نكنيد دارم براش تبليغ مي كنم هرچند اگه اونجا بريد مي بينيد كه خودش پنبهْ خودشُ زده.
فاطمی هستم.در اینجا نوشته ها و یادداشتهایم را منتشر می کنم واگر فرصتی بود برخی کتابها را معرفی خواهم کرد و همۀ اینها را به خوانندگان و دوستان تقدیم می دارم.