ادب
امروز در یه جلسۀ سه نفره بودم .من و معاون و نفر سوم که از یکی از شهرستانا اومده بود.جلسه برای رفع مشکل آن شهرستانی تشکیل شده بود که شرح اون به این نوشته ارتباطی نداره ولی نکتۀ جالبی دیدم که می گم.معاون که خود را بالاتر از مخاطب شهرستانی می دید و شاید هم بدون منظور او را "تو" خطاب می کرد،امّا مخاطب به هنگام اشاره به او از کلمۀ "شما" استفاده میکرد.این موضوع چندین بار تکرار شد ولی اون شهرستانی که از لحاظ سنّی از معاون بزرگتر به نطر می رسید هیچگاه متقابلآ از لفظ "تو" استفاده نکرد.من از دلیل این کار اون مطّلع نشدم و نمی دانم که او این بی ادبی را متوجه نمی شد و ناخودآگاه لفظ "شما" را به کار میبرد یا بر حسب سلسله مراتب خود را پایین تر می دید و این بی ادبی آشکار را نادیده می گرفت،امّا با خودم فکر می کردم که اگه در برخوردهای روزانه منش هر کس را رفتار طرف مقابل تـعیین کنه و نوع حرف زدن و کلمات مورد استفاده اون و .....ناشی از ادب درونیش نباشه و شخص با بی ادبها بی ادبانه و با مؤدّبها مؤدبانه رفتار کنه این رفتار چندان پسندیده ای به حساب نمیاد و اطلاق صفت "مؤدب" به این شخص جای تردید داره ولی اگه فرد ذاتآ مؤدّب باشه و در مقابل اشخاص بی ادب و با ادب رفتار مؤدّبانه ای رُ که به اون اعتقاد قلبی داره در پیش بگیره و به اون عمل کنه قطعآ صاحب فضیلت بزرگیه.نگفته معلومه که این فضیلت فرد مؤدّب نباید مانع ار اون باشه که در صورت لزوم شخص بی ادب مخاطب خود را به نحوی متوجه رفتار ناپسندش نکنه.
فاطمی هستم.در اینجا نوشته ها و یادداشتهایم را منتشر می کنم واگر فرصتی بود برخی کتابها را معرفی خواهم کرد و همۀ اینها را به خوانندگان و دوستان تقدیم می دارم.